تبلیغات
صحیفه خوانی

این امام سجاد است كه مناجاتهایش را شما مى‏بینید و مى‏بینید چطور از معاصى مى‏ترسد. مسأله، مسأله بزرگتر از این مسائلى است كه ما فكر مى‏كنیم. مسأله غیر از این مسائلى است كه در فكر ما یا در عقل عقلا یا در عرفان عرفا بیاید. مسئله‏اى است كه اولیا مى‏دانند چى است قضیه. آنها فهمیده‏اند تا آن اندازه‏اى كه بشر باید بفهمد كه قضیه چه بزرگ است و در مقابل چه عظمتى ما هستیم و سر [و] كار ما با كیست. اینها به ما تعلیم مى‏دهند، و این طور نیست كه دعا براى تعلیم ما باشد. دعا براى خودشان بوده است؛ خودشان مى‏ترسیدند، از گناهان خودشان گریه مى‏كردند تا صبح.
از پیغمبر گرفته تا امام عصر- سلام اللَّه علیه- همه از گناه مى‏ترسیدند. گناه آنها غیر اینى است كه من و شما داریم. آنها یك عظمتى را ادراك مى‏كردند كه توجه به كثرت، از گناهان كبیره است پیش آنها. حضرت سجاد در یك شبش- به حسب آن چیزى كه وارد
شده- تا صبح [گفت:] «اللَّهُمَّ ارْزُقْنى التَّجافِىَ عَنْ دارِ الغُرُورِ وَ الْانابَةَ الى‏ دارِ السُّرُورِ و الْاسْتِعدادَ لِلْمَوتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْت».
مسأله، مسئله بزرگى است. آنها در مقابل عظمت خدا، وقتى كه خودشان را حساب مى‏كنند، و مى‏بینند كه هیچ نیستند و هیچ ندارند.

واقع مطلب همین است: جز او كسى نیست و چیزى نیست، وقتى كه توجه بكنند به عالم كثرت، و لو به امر خدا. این است كه نسبت مى‏دهند به رسول خدا كه فرمود: لَیُغانُ عَلى‏ قَلْبى‏ فَإنّى‏ لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فى‏ كُلِّ یومٍ سَبْعیِنَ مَرَّة. او غیر از این مسائلى بوده است كه پیش ماهاست.

آنها در ضیافت بوده‏اند، در ما فوق ضیافت هم بوده‏اند. در ضیافت بوده‏اند و از اینكه حضور در مقابل حق تعالى دارند و مع ذلك، دارند، مردم را دعوت مى‏كنند. از همین، كدورت حاصل مى‏شده. توجه به مظاهر الهى، از غیب متوجه شدن به شهادت به مظاهر الهى، و لو همه‏اش الهى است، براى آنها همه الهى است، لكن مع ذلك، از آن جایى كه، از آن غیبى كه آنها مى‏خواهند كه «كمالِ انقطاع إلیك» است، وقتى كه توجه مى‏كنند به مظاهر، این گناه بزرگ است. این گناه نابخشودنى است، این دار غرور است پیش سجاد. توجه به ملكوت دار غرور است. توجه به ما فوق ملكوت هم دار غرور است. توجه به حق تعالى طورى كه دیگر ضیافتى در كار نباشد كه مخصوص كُمَّل اولیا است، آنجا دیگر ضیافت اللَّه نیست در كار.
خداوند به ما نصیب كند كه ما انكار نكنیم این مسائل را. از جمله چیزهایى كه سد راه انسانیت است، انكار مقامات است؛ محصور كردن همه چیز را در این چیزهایى كه خود ما مى‏فهمیم. اگر یك كسى یك قدم بالاتر بگذارد- و لو لفظاً- این از دیانت به نظر آنها خارج شده است؛ این سد راه است. قدم اول یقظه است. انسان باید بیدار بشود. ما همه‏ الآن در خوابیم؛ «النَّاسُ نیامٌ». اگر موت حاصل بشود براى انسان، آن وقت انتباه  است، ولى كو كه حاصل بشود؛ عمده این است كه انسان این مسائلى كه وارد شده است، ملاحظه كند كه تمام آن چیزى كه در گفتار اهل معرفت علمى است، در ادعیه ما، فوق اوست.

اگر انكار كردید، انكار آنها را هم كردید، انكار اقوال ائمه- علیهم السلام- را هم كردید، و لو نمى‏دانید. و این انكار، سد راه انسان است؛ نمى‏گذارد انسان یك قدم بالا برود. و این مآرب نفسانى و هواهاى نفسانى سرچشمه تمام مفاسدى است كه در عالم هست؛ این مفاسدى كه دنیا را به آتش زده است و دنیا در آتش، از دست آنها مى‏سوزد.

صحیفه امام ج 20 ص270


نوشته شده در پنجشنبه 2 تیر 1390 توسط تکلیف مدار | نظرات ()