تبلیغات
صحیفه خوانی

  1. ما معتقد به «ولایت» هستیم؛ و معتقدیم پیغمبر اكرم (ص) باید خلیفه تعیین كند و تعیین هم كرده است. «1» آیا تعیین خلیفه براى بیان احكام است؟ بیان احكام خلیفه‏نمى‏خواهد. خود آن حضرت بیان احكام مى‏كرد. همه احكام را در كتابى مى‏نوشتند، و دست مردم مى‏دادند تا عمل كنند. اینكه عقلًا لازم است خلیفه تعیین كند، براى حكومت است. ما خلیفه مى‏خواهیم تا اجراى قوانین كند. قانون مجرى لازم دارد. در همه كشورهاى دنیا این طور است كه جعل قانون به تنهایى فایده ندارد و سعادت بشر را تأمین نمى‏كند. پس از تشریع قانون، باید قوه مجریه‏اى به وجود آید. در یك تشریع یا در یك حكومت اگر قوه مجریه نباشد، نقص وارد است. به همین جهت اسلام همان طور كه جعل قوانین كرده، قوه مجریه هم قرار داده است. «ولىِّ امر» متصدى قوه مجریه قوانین هم هست. اگر پیغمبر اكرم (ص) خلیفه تعیین نكند، فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ . «رسالت» خویش را به پایان نرسانده است. ضرورت اجراى احكام و ضرورت قوه مجریه و اهمیت آن در تحقق رسالت و ایجاد نظام عادلانه‏اى كه مایه خوشبختى بشر است سبب شده كه تعیین جانشین مرادف اتمام رسالت باشد.
  2. اعتقاد به ضرورت تشكیل حكومت و برقرارى دستگاه اجرا و اداره جزئى از ولایت است؛ چنانكه مبارزه و كوشش براى آن از اعتقاد به ولایت است.
  3. سنت و رویه پیغمبر اكرم (ص) دلیل بر لزوم تشكیل حكومت است. زیرا:
    اولًا، خود تشكیل حكومت داد. و تاریخ گواهى مى‏دهد كه تشكیل حكومت داده، و به اجراى قوانین و برقرارى نظامات اسلام پرداخته و به اداره جامعه برخاسته است:
    والى به اطراف مى‏فرستاده؛ به قضاوت مى‏نشسته، و قاضى نصب مى‏فرموده؛ سفرایى به خارج و نزد رؤساى قبایل و پادشاهان روانه مى‏كرده؛ معاهده و پیمان مى‏بسته؛ جنگ را فرماندهى مى‏كرده. و خلاصه، احكام حكومتى را به جریان مى‏انداخته است.
    ثانیاً، براى پس از خود به فرمان خدا تعیین «حاكم» كرده است. وقتى خداوند متعال براى جامعه پس از پیامبر اكرم (ص) تعیین حاكم مى‏كند، به این معناست كه حكومتْ پس از رحلت رسول اكرم (ص) نیز لازم است. و چون رسول اكرم (ص) با وصیت خویش فرمان الهى را ابلاغ مى‏نماید، ضرورت تشكیل حكومت را نیز مى‏رساند.
  4. از غیبت صغرا تا كنون كه بیش از هزار سال مى‏گذرد و ممكن است صد هزار سال دیگر بگذرد و مصلحت اقتضا نكند كه حضرت تشریف بیاورد، در طول این مدت مدید احكام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود، و هر كه هر كارى خواست بكند؟ هرج و مرج است؟ قوانینى كه پیغمبر اسلام در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجراى آن 23 سال زحمت طاقتفرسا كشید فقط براى مدت محدودى بود؟ آیا خدا اجراى احكامش را محدود كرد به دویست سال؟ و پس از غیبت صغرا اسلام دیگر همه چیزش را رها كرده است؟
    اعتقاد به چنین مطالبى یا اظهار آنها بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است.
  5. هیچ كس نمى‏تواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضى وطن اسلامى‏دفاع كنیم؛ یا امروز مالیات و جزیه و خراج و خمس و زكات  نباید گرفته شود؛ قانون كیفرى اسلام و دیات و قصاص باید تعطیل شود. هر كه اظهار كند كه تشكیل حكومت اسلامى ضرورت ندارد، منكر ضرورت اجراى احكام اسلام شده، و جامعیت احكام و جاودانگى دین مبین اسلام را انكار كرده است.

((نکاتی از کتاب ولایت فقیه حضرت امام ره))


نوشته شده در چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 توسط تکلیف مدار | نظرات ()